98
«رَبَّنٰا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوٰادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ»؛ 1 پروردگارا، من يكى از فرزندانم را در درهاى بىكِشت، نزد خانۀ محترم تو، سكونت دادم.
ب) «إِذْ قٰالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ»؛ 2 ياد آر زمانى را كه همسر فرعون گفت: پروردگارا ... ، پيش خود در بهشت، خانهاى برايم بساز.
ج) زيارت قبور، پيش از اسلام با قصد فخرفروشى، در ميان مردم حجاز، مرسوم بوده است: «حَتّٰى زُرْتُمُ الْمَقٰابِرَ»؛ 3 تا اينكه به زيارت گورستان رفتيد.
3. آثار معنوى و روحى مبارك و شگفتآور برخى از امكنه، از ارادهاى فراسويى برمىآيد؛ مثلاً «خداوند متعال به لحاظ ظرفيت، شأنيت و به هر دليلى به مكانى مانند كعبه... توجه دارد». 4 همچنين وقتى كسى به نام و ياد خداى متعال، اماكن عبادى مانند مسجد را بنا مىكند، انسان با حضور در آنجا آرامش ويژهاى مىيابد و از آن لذت مىبرد. مكان مقدس، دل و جان پيروان يك آيين را بيشتر به هم پيوند مىدهد و نيز كالبدشان، همچنين دل و جسم حاجتمندانى از ديگر اديان و مذاهب را نيز گرد خود جمع مىكند. علاوه بر اين، با حضور در اين گونه مكانها، فرصت تقرّب، فراهمتر است. 5