49به مشاهد اوليا، توفيق بزرگ الهى است. ثانياً، اين توفيق نصيب نمىشود مگر از ناحيۀ لطف الهى. ثالثاً، زيرا در مقابل اين توفيق و نعمت همواره بايد ثناگوى حق و شاكر نعمتهايش باشد و بالأخره بايد بداند كه نه تنها تشرف به محضر اوليا توفيقى مهم است، بلكه باريابى به بارگاه و زيارتگاه آنان كرامتى ويژه و شرافتى خاص است؛ از اين رو در زيارت بارگاه حسينى عليه السلام مىگوييم:
«اللهم هذا مقام كرّمتنى و شرّفتنى به». 1
حاصل سخن اين كه، زيارت ضرورتى دينى و الهى مىباشد و از اهميت والايى برخوردار است.
اهميت و ضرورت زيارت از منظر اسلام به حدى فراوان است كه خداوند عالم تعبيرهاى گونهگون و مؤكدى به كار گرفته است؛ به اين بيان كه بعد از امر به اصل اتصال: «مٰا أَمَرَ اللّٰهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ»، 2 با تعبير تمسك كه «أخذ با قدرت» است از آن ياد مىكند: «فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ»؛ 3 پس به آنچه به سوى تو وحى شده است، محكم چنگ بزن. از اين حد هم فراتر رفته، واژۀ اعتصام را كه «چنگ زدن و رها نكردن» است به كار برده است: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّٰهِ جَمِيعاً». 4 از اين گونه تعابير و اصرار قرآن بر ارتباط و اتصال اين كه همگى با هم به ريسمان خدا چنگ بزنيد، روشن مىشود كه اين، تنها طريق ارتباط با حقايق علوى و تسخير جلوههاى روحانى و معنوى است و غير از آن راهى نيست؛ چنان كه تلاش دشمنان انسانى خواه درونى همانند نفس و خواه بيرونى، يعنى شياطين انس و جن در گسستن همين ارتباط است.
تذكر: براى راهيابى و وصول به يك حقيقت و دست يابى به آثار آن تماس و ارتباط تنگاتنگ و وثيق لازم است و بر اين پايه مسأله تقرب، نيل، وصول و نظاير آن در فرهنگ دينى رايج است و ضرورت تلقى مىشود؛ همان گونه كه از ناحيه خداوند متعال نيز وقتى بحث ارتباط با بنده و اعطاى الهى مطرح است، خداوند در بهترين و