448نخواهيم داشت؟ «مقام ابراهيم» در مسجد الحرام، براى حاجى چرا آنقدر خاطره به همراه دارد؟ جز اين است كه سنگى است كه حضرت ابراهيم در بالا بردن ديوار كعبه، به كمك پسرش اسماعيل، آن را زير پا مىگذاشته است و جاى قدم او بر سنگ باقى است؟!
مىبينيم كه وادى زيارت، وادى عشق و علاقه و عرفان است. در قلمرو دل، گاهى پاى عقل هم مىلنگد و وقتى عشق فرمان مىدهد، عقل چارهاى جز تسليم و فرمانبردارى ندارد.
مرحوم علامه امينى نقل مىكند: «... فقيه و اديب بزرگوار اهل سنت، تاج الدين فاكهانى (م 734ق) به دمشق رفت به قصد زيارت كفش پيامبر كه در «دار الحديث الاشرفيه» نگهدارى مىشد. وقتى كفش را ديد، افتاد و شروع به بوسيدن كرد و صورتش را بر آن مىماليد و اشك شوق از ديدگانش جارى بود و شعرى به اين مضمون را مىخواند:اگر به مجنون گفته شود: ليلى و وصال و ديدار او را مىخواهى، يا دنيا را و آنچه را در آن است؟ او در جواب خواهد گفت: غبارى از خاك كفش ليلى برايم محبوبتر و شفابخشتر براى دردهاى من است». 1
آرى وقتى عشق در كار باشد،خاك ره دوست را بايد سرمۀ چشم نمود. براى عاشق، آنچه ارزشمند است، محبوب و ديدار او و هر چيزى است كه منسوب به اوست.
اين يك طرف قضيه است كه محبت،انسان را به زيارت وا مىدارد. سوى ديگر قضيه آن است كه زيارت، محبت و شناخت مىآورد و از آن جهت، عامل سازنده و تربيت كننده است.