401
«هُوَ مِنْ اهلِ الجَنَّةِ»؛ اى سعد! هر كس او را زيارت كند، بهشت از آن اوست و يا «او اهل بهشت است». 1
باز هم از امام رضا عليه السلام رسيده است:
«مَنْ زارَ الْمَعْصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ زارَنى»؛ هر كس حضرت معصومه عليها السلام را در قم زيارت كند، همانند كسى است كه مرا زيارت كرده باشد. 2
هم ايشان است كه مىفرمايند: هر كس نتواند به زيارت من بيايد، برادرم را در رى يا خواهرم را در قم زيارت كند كه همان ثواب زيارت مرا در مىيابد. 3
شوق زيارت
نخست اشتياق ديدار و زيارت در دل احساس مىشود، آنگاه انسان از كسب و تجارب چشم مىپوشد، به موانع سفر و مشكلات دست و پاگير زندگى اعتنا نمىكند و آهنگ سفر مىنمايد. براى پيمودن راههاى دور و دراز مهيا مىشود و ساز و برگ سفر را آماده مىسازد و به اميد گوشۀ چشمى از محبوب به سوى كعبه مقصود عزيمت مىكند تا در فضاى معنوى و ملكوتى قرار گيرد. مهمترين گامى كه يك زاير بر مىدارد، تلاش بىامان براى اصلاح خويشتن است. او مىكوشد كه خود را از هرگونه عيب و نقصى پاك سازد و زنگار گناه را با اشك ندامت بزدايد، تا شايستۀ ديدار شود.
زاير با تمام قدرت در تقويت كمالات خويش مىكوشد تا در حريم يار مَحرَم شود. از همه مىبرد تا به يار بپيوندد. كوله بارش را بر زمين مىنهد و سر به آستان محبوب مىگذارد، اشك شوق چون سيل از ديدگانش فرو مىريزد. و آنگاه چشمانش پر فروغ مىگردد، آتش محبت زبانه مىكشد، هر چه تلاش مىكند كه شرط