396آيت اللّٰه مرعشى در آن زمان مىفرمود: شصت سال است كه هر روز من اول زاير حضرتم. آقاى شيخ عبداللّٰه موسيانى از حضرت آيت اللّٰه مرعشى نجفى رحمه الله نقل مىكند:
شب زمستانى بود كه من دچار بىخوابى شدم، خواستم حرم بروم، ديدم بىموقع است، آمدم خوابيدم، دست خود را زير سرم گذاشتم كه اگر خوابم برد خواب نمانم، در عالم خواب خانمى وارد اطاق شد و به من فرمود: سيد شهاب! بلند شو و به حرم برو، عدهاى از زوّار من پشت در حرم از سرما هلاك مىشوند، آنها را نجات بده.
ايشان مىفرمود: من به طرف حرم راه افتادم، ديدم پشت درِ شمالى حرم، اطراف ميدان آستانه عدهاى از زوار اهل پاكستان يا هندوستان (با لباسهاى مخصوص خودشان) در اثر سردى هوا، به خود مىلرزند، در زدم، حاج آقا حبيب (كه جزء خدّام حضرت بود) با اصرار من در را باز كرد، من از مقابل و آنها پشت سر من وارد حرم شدند و آنها در كنار ضريح آن حضرت مشغول زيارت و عرض ادب بودند، من هم آب خواستم و براى نماز شب و تهجّد وضو ساختم.
آيت اللّٰه العظمى مرعشى نجفى در جلد اول الرافد در مورد عالم جليل القدر حاج محمد ابراهيم كلباسى مىفرمايد: «علامۀ كلباسى كه از عالمان اصفهان بود، آنگاه كه به زيارت حضرت معصومه عليها السلام مىآمد، به مسجد امام حسن عسكرى عليه السلام كه مىرسيد از كنار پُل، كفش از پاى بيرون مىآورد و پاى برهنه به طرف صحن مطهر حركت مىكرد! هنگامى كه از او سؤال شد كه چرا پاى برهنه مىرويد؟ در پاسخ گفت: محدثان و عالمان احاديث خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله در اين منطقه دفن شدند و اينجا گورستان بزرگى بوده است و من دوست ندارم بر اين ابدان پاك گام بگذارم و كفش در پاى داشته باشم!» مىگويند: حدود هفتصد تن از محدثان بزرگ و روايت شناسان اهل بيت عليهم السلام در اين منطقه دفن شدهاند، از اينرو مؤمنان در اين منطقه آب دهان بر زمين نمىانداختند. 1
آيت اللّٰه مرعشى نجفى به عادت شصت ساله در زمستان و تابستان، صبح قبل از