368نتيجه آنكه: زايرى كه در مرقد پاكشان، آستانۀ ادب مىبوسد و به تكريم و احترام مىپردازد، بايد به ياد خدا افتد. چرا كه ائمه عليهم السلام ، واسطۀ خالق و خلقاند؛ راه منتهى به خدايند؛ آينۀ حقنمايند؛ زيارتشان، يادآور خداوند است. وقتى توجه به خدا، نقش تربيتى و سازنده و بازدارنده از گناه دارد، قطعاً اين توجه، در كنار مزار اولياى خدا بيشتر و شديدتر است.
پس زيارت بايد بازدارندۀ از گناه باشد، چرا كه در زيارتگاه، به اداى احترام امامى مىايستيم كه عظمت و قداستش را مديون بندگى خداست. مگر مىشود كسى مدعى عشق و محبت دوستان خدا باشد، ولى راه و روش و عمل و زندگى او برخلاف رضا و خواست آنان باشد؟
چه بسا كه به ديدار كسانى برويم، ولى به ياد خدا نيفتيم. چه بسيار جاهاى ديدنى و اماكن باستانى و آثار هنرى و موزهها و بناها، كه ديدارش يادآور خدا نيست. اما زيارت معصومين و مزار ائمه و قبور اولياى خدا و امامزادگان، جدا از ياد خدا و منفصل از معنويت و روحانيت نيست.
مزارها، جلوههاى ربوبى دارند و «صبغة اللّٰه» در آنها مشهود است. زيرا «آن» كه به ديدارش آمدهايم، با «او» پيوند داشته است.
زاير هم، از اين رهگذر، غنچه فطرتش را مىشكوفاند و با ياد خدا و توجه به معبود، دل را صفا مىبخشد. احساس كششى به سوى مبدأ مىكند. پاك و زلال مىشود و از گناه دور مىگردد. و دورى از گناه، يعنى نزديكى به خدا. نزديكى به خدا هم، يكى ديگر از آثار سازندگى زيارت است.
تقرب به خدا
والاترين هدف خلقت، الهى شدن انسان و قرب به خداوند است. منظور، نزديك شدن مكانى نيست، كه خدا مكان ندارد. و مقصود، نزديك شدن خدا به ما نيست، چرا كه خداوند، به ما نزديك است:
از رگ گردن به ما باشد خدا نزديكتر
هر چه ما دوريم از او،او به ما نزديكتر
اين نص قرآن كريم است كه: «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ». 1
دوست، نزديكتر از من به من است
وين عجبتر كه من از وى دورم
بلكه هدف، نزديك شدن ما به خداوند است، از طريق كسب فضايل، از راه آراسته شدن به مكارم اخلاق، از راه تخلق به اخلاق اللّٰه، به وسيلۀ بندگى و طاعت و اخلاص و تقوا.
«زيارت»، چون پيوند و تجديد عهد با بندگان خالص خداوند است، زمينۀ كسب صفات شايسته و عامل رشد معنوى، و در نتيجه تقرب به خدا مىگردد.
وقتى در زيارت، انسان ناقص، در برابر انسان كامل قرار مىگيرد و به آن مدل و الگو توجه مىكند، انگيزه كماليابى، او را به قرب معنوى به خدا مىكشد و زيارت، مايۀ تقرب مىگردد.
تقرب به اولياى خدا، راهى است براى تقرب به خداوند. چرا كه اينان، وسيله و صراط و راهنما و مشعل هدايتاند. آشنايى و انس با اينان، زاير را با خداوند بيشتر مأنوس و آشنا مىسازد. تا انسان نخواهد كه تقرب بجويد، نزديك هم نمىشود. بايد «تقرب» جست، تا به «قرب» رسيد.
به همين جهت، تعبير «أتقرّب» در زيارتنامهها زياد است و ديدار مرقد ولىّ خدا، سبب نزديك شدن به خدا به حساب آمده است.
از موارد فراوان، به چند نمونه اشاره مىشود: در زيارت امام على عليه السلام مىگوييم:
خدايا! بنده و زاير تو، با زيارت قبر برادر پيامبرت، به تو تقرب مىجويد: «اللّهم عبدك و زائرك، متقربّ إليك بزيارة قبر أخى رسولك». 2
و در زيارت موسى بن جعفر عليه السلام مىخوانيم: «متقرّبا بزيارتك إلى اللّٰه تعالى» 3 و در زيارت ائمۀ معصومين عليهم السلام ، خطاب به آنان مىگوييم: «متقرب بكم إليه». 4