250مجرد به رأى و اجتهاد خود با سنت مخالفت مىكنند چه خواهد شد؟
و وقتى بعضى از مردم با عبداللّٰه بن عمر بن الخطاب رضى اللّٰه عنهما در مورد سنتها اختلاف كردند، عبداللّٰه رضى الله عنه گفت: آيا ما مأموريم كه تابع عمر باشيم؟
مردى به عمران بن حصين رضى اللّٰه عنهما گفت: ما را از كتاب خدا قرآن سخن بگو، و او داشت سخن از سنت و حديث رسول اللّٰه صلى الله عليه و سلم مىآورد، عصبانى شد و گفت:
سنت بيان كننده و تفسير كنندۀ كتاب خداست، اگر سنت نبود نمىدانستيم كه نماز ظهر چهار ركعت است و مغرب سه ركعت است، و صبح دو ركعت است، و تفصيل و شرح احكام زكات و غير اينها كه در سنت است نمىدانستيم.
اخبار بسيارى از صحابه رضى اللّٰه عنهم در تعظيم شأن سنت و وجوب عمل به آن و تحذير از مخالفت به آن وارد شده است.
همچنين عبداللّٰه بن عمر رضى اللّٰه عنهما وقتى روايت كردند كه رسول اللّٰه صلى الله عليه و سلم فرمودند:
«لا تمنعوا إماء اللّٰه مساجد اللّٰه». متفق عليه. كنيزان خدا 1 را از رفتن به مساجد منع مكنيد. بعضى از پسران او گفتند: به خدا قسم كه آنان را منع مىكنيم، پس بر آنها عصبانى شد و به آنان بدى گفت، و گفت: مىگويم رسول اللّٰه صلى الله عليه و سلم فرمود و مىگوييد به خدا قسم آنان را منع مىكنيم!
و وقتى عبداللّٰه بن المغفل المزنى رضى الله عنه (و او از صحابۀ رسول اللّٰه صلى الله عليه و سلم مىباشد) ديد يكى از نزديكانش سنگريزه را بر يكديگر پرتاب مىكنند، از آن عمل منع كرد و به او گفت: رسول اللّٰه صلى الله عليه و سلم از پرتاب كردن سنگريزه و ريگ نهى فرمود و فرمود: اين سنگريزهها چيزى را صيد نمىكند، و دشمنى را شكست نمىدهد، و او را باز نمىدارد، وليكن دندانى را مىشكند، و چشمى را بيرون مىآورد و كور مىكند، سپس او را در وقت ديگرى ديد كه همان كار را انجام مىدهد، گفت: به خدا قسم كه تا أبد با تو سخن نمىگويم، از رسول اللّٰه صلى الله عليه و سلم تو را با خبر مىكنم كه از آن نهى فرمود، سپس