115چنين مقامات و درجاتى عنايت كرده است». 1
مسألۀ ديگر اين است كه آيا مردمى كه توسلات پيدا مىكنند و به زيارت مىروند و حاجت مىخواهند، از نظر توحيدى درك صحيحى دارند يا ندارند؟ آيا واقعاً با نظر (به سوى اويى) به زيارت مىروند يا با فراموشى (او) و مقصد قرار دادن شخص زيارت شده كه بدون شك اكثريت مردم با چنان توجه غريزى به زيارت مىروند.
ممكن است اقليتى هم باشند كه فاقد درك توحيدى - ولو در حد غريزى - باشند، به آنها بايد توحيد آموخت، نه آنكه زيارت را شرك دانست». 2
نتيجۀ پژوهش
پس از بازشناسى ويژگىهاى برجسته و متعارفِ رُكنى و نقش آفرين در مفهوم زيارت، به اين نظر، دست رساندهام كه: زيارت در يك نگاه آزادِ برون دينى و مذهبى و دور از جانبدارى، مفهومى بسيار گسترده دارد و نمىشود آن را در يك حدِّ فراگير، محدود ساخت. از اين رو، بر اين باورم كه زيارت، داراى مجموعهاى بىشمار از ويژگىهاى گوناگونِ متعارف و غير متعارف است كه در يك حدّ نمىگنجد؛ زيرا هم شامل آفريدگار مىشود: «اللهم اجعلنى من زوّارك»، هم شامل آفريدهها: ذوى العقول و غير ذوى العقول، عناصر مختلف، اهريمنى و غير اهريمنى، زنده و مرده، زمينى و آسمانى، فيزيكى و متافيزيكى، جسم و روح، خوراكى و غير خوراكى و... در سطوح متفاوت و مراتب مختلف.
از اين رو، تعريفِ جامعِ زيارت، ناممكن به نظر مىرسد، و به همين سبب من در اين وجيزه، تنها به ويژگىهاى برجسته و متعارف آن پرداختهام.