132بردبارى و كظم غيظ دفع مىنمود و دشنام دهندگان را مىبخشيد.
هرچقدر از عمر پربركتش مىگذشت، تواضع، افتادگى و صبر و حيا بر او افزوده مىشد. بيشتر وقتش را به عبادت و طاعت مىگذراند. مجلس و حلقه درس و نشست او، تهى از غيبت و نمامى بود و سراسر، مباحث علمى مطرح مىشد. بسيارى از علما و دانشمندان را ديدم كه از كثرت دانش او و تسلط او بر علوم عصرش سخن مىگفتند. از همين رو دوست داشتم مثل او باشم و از او دانش بياموزم. بنابراين به محضرش رفتم و از او استفاده كردم و هرچه نقل مىنمودم، مطالبى بود كه از او شنيده بودم. آنچه درباره او مىگفتند، او مافوق همه آنها بود و از دانشش، بخشى را شنيده بودند. همچون اجدادش به صفات پسنديده متصف بود، اما او ويژگى ديگرى داشت و آن اينكه، خانههاى زيبا و جالبى با عنوان حسينيه بزرگ، قبل از مسجد قبا ساخته بود و اطرافش را با درختان نخل و خرماهاى لذيذ و درختان ميوهاى كه از ديگر كشورها آورده بودند، تزئين كرده بود. از اين منازل، افراد زيادى بهره بردند. 1
برادر وى، سيد زينالدين على (م1033ه.ق) كه مؤلف كتاب زهرة المقول فى نسب ثانى فرعى الرسول(ص) است، درباره او مىنويسد:
برادرم محمد، همچون پدر و جدش به زهد و تقوا آراسته بود. او حافظ قرآن كريم بود. پس از پدر، نقيب سادات اشراف مدينه منوره شد. سپس بهسبب زهد و تقوايش از اين سمت استعفا داد و به خانة خدا پناه آورد و تا آخر عمر در آنجا بود تا اينكه در هفتم جمادىالاخر 1008ه.ق وفات يافت و در قبرستان معلات مقابل قبر حضرت خديجه كبرى(س) دفن شد. 2