100سلطان مرادخان فرستاد و از او درخواست اختيارات بيشتر كرد.
سلطان مرادخان در اسرع وقت، نامه او را جواب داد و موقوفات زمينهايى را كه قبلاً وقف كرده بود و هر سال، چهار هزار اردب گندم مصرى و همچنين 1500 احمر شريفى از ديار روم را به سيد احمد نقيب سپرد تا او، آنها را بين مستحقين تقسيم كند. ازاينرو سيد احمد نيز بخشى از آن اموال را براى پادشاهان و وزرا به صورت هديه فرستاد و نامهاى به بنىحسين نوشت تا اسامى آنان را به منظور مساعدت ارسال كنند كه آنان جواب نامه او را دادند.
در سال 987ه.ق، بنوسليمان، يكى از قبايل عنزه شورش كردند. آنها راهها را بستند و از رفت و آمد به مكه و مدينه جلوگيرى كردند. سيد احمد عزم خود را جزم كرد و بهمنظور سركوبى آنان با گروهى از بنىابراهيم غمر، كه اشراف ينبع بودند، همداستان شد و به دفع اين غائله پرداخت و پس از درگيرى شديدى بر آنان پيروز شد و از ايشان غنايم زيادى به دست آورد. سرانجام، بنىسليمان وحشتزده تسليم شدند. سيد احمد نقيب نيز كسانى را كه در شورش شركت داشتند، بازداشت نمود و قصد داشت آنان را به اشد مجازات برساند كه با ميانجىگرى سلامة ابن صبيح و احمدبن سليمانبن شرقى، از اين كار منصرف شد. 1
فرزندان سيد احمد
سيد احمد پنج پسر و پنج دختر به اسامى ذيل داشت:
1. محمد، كه مادرش باشه دختر محمدبن رملى وحادى بود؛