159خود پذيرفته و به همان نسبت، نورانيت و صفاى خود را از دست مىدهد، چنانكه در آيات قرآن به آن مراتب اشاره شده است. مثلا در قرآن گاه سخن از زنگار قلب است (مطففين: 14)، گاه سخن از انحراف است (صف: 5)، و گاه سخن از افتادن پرده بر دل است (انعام: 25)، گاه در غلاف رفتن است (نساء: 155)، گاه سخن از قفلهاى محكم است (محمد: 24)، گاه مهر و موم شدن است (بقره: 7) و گاهى هم مانند سكهاى كه نقش ثابت به خود مىگيرد و امكان هيچ گونه تغييرى در آن نيست، مىگردد (نحل: 108).
بنابراين در عالم برزخ و آخرت، انسان گنهكارى كه قلب و روحش به مرحله طبع نرسيده باشد، ممكن است با تحمل عذابهاى مختلف و يا با اهداى خيرات زندگان به تدريج از آن ظلمتها و پليدىهاى روحى رهايى يافته، به عالم نورانيت و صفا وارد شود و اين همان تكامل روحى انسان است.
4. غفران و آمرزش
پيامبر اسلام(ص) فرمود:
«مَنْ صَلَّى عَلَيهِ مِائَةٌ مِنَ المُسْلِمِينَ غُفِرَ لَهُ»؛ 1«هر ميتى كه صد نفر از مسلمانان بر او نماز بخوانند (درود بفرستند) آمرزيده است».
امام رضا(ع) نيز فرمود:
مَا مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ زَارَ قَبْرَ مُؤْمِنٍ فَقَرَأَ عِنْدَهُ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيلَةِ الْقَدْرِ سَبْعَ مَرَّاتٍ إِلَّا غَفَرَ اللهُ لَهُ وَ لِصَاحِبِ الْقَبْرِ. 2