88
يَبْرَأُ مِنْ عَدُوِّهِ وَ يَقُولُ هُوَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّنْ خَالَفَهُ فَقَالَ هَذَا مِخْلَطٌ وَ هُوَ عَدُوٌّ لَا تُصَلِّ خَلْفَهُ وَ لَا كَرَامَةَ إِلَّا أَنْ تَتَّقِيَه. 1
اسماعيل جُعفى به امام باقر(ع) عرض كرد: شخصى اميرالمؤمنين(ع) را دوست مىدارد؛ ولى از دشمنان او نيز بيزارى و تبرى نمىجويد و مىگويد: البته اميرالمؤمنين(ع) نزد من محبوبتر از آن كسانى است كه با آن حضرت به مخالفت برخاستند، چنين شخصى از نظر شما چگونه است [آيا مىتوان پشت سر او نماز خواند؟] آن حضرت در پاسخ فرمود: چنين كسى اعتدال ندارد و دشمن آن حضرت است و پشت سر او نماز مخوان و هيچ كرامتى هم ندارد، مگر اينكه از روى تقيّه پشت سر او نماز كنى.
بررسى سندى
با توجه به صحت طريق شيخ(رحمه الله) به حسين بن سعيد 2 و وثاقت روات آن، روايت از نظر سندى معتبر و صحيح است. 3
بررسى دلالى
در اين روايت، در صورت عدم تقيه، از نماز پشت سر كسى كه محبت اميرالمؤمنين(ع) را دارد، ولى از دشمنان ايشان تبرّى نمىجويد، نهى شده است. قبلاً بيان كرديم اينگونه نهىها ارشاد به بطلان و فساد نماز است؛ بنابراين از اين روايت، فساد اقتدا به چنين اشخاصى برداشت مىشود. از اين روايت مىتوان به طريق اولى، فساد اقتدا به كسى را كه به اميرالمومنين(ع) بغض و كينه دارد، نتيجه گرفت. در هر صورت بسيارى از اهل سنت از مصاديق اين روايتاند؛ چراكه مدعى دوستى اهلبيت(عليهم السلام) هستند، ولى از دشمنانشان برائت نمىجويند.