66محقق اردبيلى گرچه به شهيد ثانى(رحمه الله) اشكال كردهاند، در استدلال به آيه بر حرمت اقتدا به عامه نيز تشكيك كرده و معقتد است دلالت آن بر حرمت اقتدا خفا و ابهام دارد. 1 با توجه به نقد ايشان، به كلام شهيد ثانى(رحمه الله) نمىتوان گفت منشأ خفا، دلالت آيه از نظر صدق ظالم بر مخالف نيست و چه بسا صدق ركون را درباره اقتدا مشكوك دانستهاند. اقوال برخى مفسرين نيز مىتواند بيانگر اين مطلب باشد كه صرف اقتدا به مخالف، بر فرض صدق ظالم بر وى، ركون به ظالم محسوب نمىشود. مرحوم طبرسى قولى را نقل كردهاند كه ركون به ظالمين را، همراهى با آنان و رضايت به فعل آنان مىداند. 2 فخر رازى نيز همين معنا را به محققين نسبت مىدهد. 3
جهل قصورى و ملاك آن
مطلب ديگرى كه در اينجا مطرح مىشود، اين است كه در زمان ما كه اخبار و اطلاعات به راحتى در اختيار انسان قرار مىگيرد و به آسانى مىتوان به اطلاعات دسترسى پيدا كرد، آيا جاهل قاصر در احكام و معارف اسلامى وجود دارد يا اگر جهلى وجود داشته باشد ناشى از تقصير است؟
در جواب به اين پرسش بايد به دنبال ملاك جهل قصورى بود. توضيح اينكه گاه شخصى به معارف اسلام بىاطلاع است و اين بىاطلاعى ناشى از كوتاهى نيست، بلكه تلاش خود را كرده، ولى جهل وى برطرف نشده است. اگر براى تحقق جهل قصورى، تنها چنين ملاكى مطرح است بايد گفت امروزه چنين مواردى يا اتفاق نمىافتد يا بسيار نادر است. گاه دانستن محقق مىشود؛ ولى اين علم به دلايلى چون تبليغات و فضاسازى عليه دين اسلام به اعتقاد منجر نمىشود؛ هر چند شخص هيچ استكبارى در برابر حق ندارد. فرض ديگر اينكه مخالف حق به چيزى اعتقاد دارد و از نظر ذهنى،