119
يَرَى الْمَسْحَ عَلَى الْخُفَّيْنِ أَوْ خَلْفَ مَنْ يُحَرِّمُ الْمَسْحَ وَهُوَ يَمْسَحُ فَكَتَبَ(ع) إِنْ جَامَعَكَ وَإِيَّاهُمْ مَوْضِعٌ فَلَمْ تَجِدْ بُدّاً مِنَ الصَّلَاةِ فَأَذِّنْ لِنَفْسِكَ وَأَقِمْ فَإِنْ سَبَقَكَ إِلَى الْقِرَاءَةِ فَسَبِّح. 1
از امام جواد(ع) در مورد نماز پشت سر كسى كه ولايت اميرالمؤمنين دارد، ولى مسح بر خفين را جايز مىداند يا مسح كردن را حرام مىداند، درحالىكه او مسح مىنمايد، پرسيدم. در پاسخ نوشتند: اگر در جايى با هم بوديد و چارهاى جز نماز با او نداشتى، براى خود اذان و اقامه بگو و اگر در قرائت از تو پيشى گرفت تسبيح بگو.
البته قيد «لنفسك» در اين روايات، مربوط به قرائت يا اذان است، به خلاف روايت محل بحث كه مربوط به ركوع و سجود است نه قرائت. آنچه مىتواند بيانگر صورى بودن جماعت باشد، خواندن «قرائت» براى خود است، نه ركوع و سجود. حتى درباره قرائت نيز شايد نتوان چنين استظهارى كرد؛ چون در اولين روايات ذكرشده، همين تعبير در فرض اقتداى حقيقى براى قرائت ذكر شده است.
اشكال دوم
برخى بر دلالت اين روايت اشكال كرده و گفتهاند امر به انصات و گوشدادن در اين روايات، به معناى سقوط قرائت از مأموم نيست؛ چون اولاً معناى انصات، سكوت هنگام قرائت قرآن است؛ پس امكان دارد وقت قرائت، مأموم ساكت باشد، ولى در وقت سكوت امام، مأموم قرائت كند 2 و ثانياً مرتبهاى از قرائت (قرائت خفيه) را مىتوان همراه با انصات انجام داد و با آن منافات ندارد؛ 3 چراكه انصات به معناى سكوت وقت استماع است و عرفاً ذكر يا قرائت خفى، با سكوت تنافى ندارد. 4