87جمع نمودن بين دين و فلسفه، ناموفق مىبيند و بنيان انديشه ابنسينا را همان اصول فكرى شركآلود ارسطويى مىداند. 1
از آنجا كه اصول فلسفى، از منطق تغذيه مىكند و منطق مقدمه مباحث فلسفى است، ابنتيميه با شدت بيشترى به منطق نيز حمله كرده است و در نظريه «قياس تنها راه رسيدن به تصورات واحد (تعريف) و راه رسيدن به تصديقات است»، تشكيك مىكند. به باور او: «قول كسانى كه تعليم منطق را واجب كفايى مىدانند، نهايت گمراهى و ضلالت است». 2
ارزيابى و نقد
هرچند پاسخ به اشكالات ابنتيميه در باب فلسفه و منطق، مجال خاص خود را مىطلبد، ولى ما در ادامه، از زبان ناقدان مورد نظر در اين نوشتار، برخى سخنان ابنتيميه را ارزيابى مىكنيم.
محمد سعيد رمضان البوطى مىنويسد:
ابنتيميه درباره علم منطق و فلسفه نيز سخن گفته و پس از گفتارهاى پردامنه، بدين نتيجه رسيده كه اين علم، سخت نكوهيده است. در اين ميان، شگفتتر آن است كه او در حالى فرياد افشاگرى عليه اين علم سر مىدهد كه خود تا آخرين حد ممكن در وادى سر و كار داشتن با معيارها و موازين فلسفى غرق شده و بيش