68آنچه از نوع نگاه سلفيان به اساسىترين منبع تشريع در اسلام گذشت 1، از حيث نظرى، پذيرفته همه علماى مسلمان است. اما بعضى محققان، به رويكرد وهابيت به قرآن، نقدهايى دارند كه در ادامه از نظر مىگذرانيم.
حسن بن فرحان مالكى مىگويد: «پيشنهاد مىكنم درباره بعضى از اقوال، يك بار قرآن بخوانيم؛ به شرط آنكه قرآن را براى داورى اقوال رجال، معيار قرار دهيم؛ نه اينكه قرآن را با اقوال رجال، داورى كنيم».
او درباره به حاشيه راندن قرآن و محور قرار دادن سخنان افراد، چنين هشدار مىدهد:
مخالفان حنابله، قرآن و استدلال به قرآن را بزرگ مىداشتند و براى عقايد خود، از آيات قرآنى بهره مىگرفتند. اين امر، موجب عكسالعمل حنابله شد و آنان از استدلال به قرآن، كناره گرفتند و به سخنان افراد منسوب به تابعان و علما پناه بردند و حتى كسانى را كه از قرآن بهره مىبردند، بدعتگذار خواندند و اقوال رجال (سخنان صحابه - حديث) را بر قرآن مقدم داشتند.
«بربهارى»، از بزرگان اهل حديث مىگويد: «هنگامى كه ديدى