63
مقدمه
بهترين راه براى شناخت هر مذهب، مكتب يا فرقهاى، شناخت مبانى انديشههاى آن است؛ زيرا بسيارى از باورها و ايدئولوژىهاى يك مذهب يا مكتب، از جهانبينىهاى آن سرچشمه مىگيرد. بنابراين اگر بخواهيم علت تفاوت ايدئولوژىها را دريابيم، بايد به تفاوت جهانبينىها بپردازيم. هنگامى كه با باورهاى متفاوت وهابيت، همچون اعتقاد به تجسيم، تشبيه، كاستن از مقام انبيا و اولياى الهى، طرد ديگر مذاهب اسلامى به بهانه كفر و شرك و بدعت روبهرو مىشويم، اين پرسش به ميان مىآيد كه ريشه اين باورهاى متفاوت در چيست؟! تأمل در اين پرسش، ما را به مفاهيمى همچون توحيد و شرك، حيات برزخى، تفسير عبادت و... مىرساند. البته خود اين مفاهيم، ريشه در مبانى مهمترى دارد كه آنها را با عنوان مبانى فكرى وهابيت مىشناسيم. 1
بحث از عقايد خاص وهابيت، ما را به مبانى اعتقادى و ريشهيابى