126اين از مجاز در لغت مى باشد و ابنتيميه نيز در كتاب ايمان (صفحه58) به آن اعتراف كرده است. 1
آنگاه وى مىگويد:
عجيب است كه ابنتيميه در كتاب ايمان (صفحه 85) گفته است: اما ساير ائمه، غير از امام احمد، هيچكدام چنين چيزى نگفتهاند؛ نه از قدماى اصحاب احمد و نه امام مالك و نه شافعى و نه ابوحنيفه و مىگويد: تقسيم لفظ به حقيقت و مجاز، از قرن چهارم به بعد شهرت يافته است.
به كسى كه به قول ابنتيميه مغرور شده و فريب خورده است، مىگويم: چرا اين همه اشتباه در محدود كردن تاريخ فقط در سه قرن؟! آيا در وراى كار، جز گمراه نمودن خواننده، هدف ديگرى هست؟!
بلكه بسيارى از ائمه، مجاز را ذكر نمودهاند كه از جمله آنان شافعى در كتاب الرساله است؛ هرچند نام ديگرى بر آن نهاده است و در قرن دوم كتابى را در مجاز، معمر بن المثنى (متولد106ه .ق) تأليف كرده و اسم آن كتاب را مجاز القرآن گذاشته است.
همچنين دوست دارم ابنتيميه و مقلدانش بدانند شرط بودن مجاز، اين نيست كه پيامبر(ص) و اصحاب او بگويند: «هذا مجاز»؛ همچنانكه شرط نيست پيامبر(ص) و اصحاب هنگام نطق به كلام عربى بگويند: «هذا مرفوع بالضمه و هذا منصوب بالالف هذا نحو و ذاك