111ثابتى كه هيچ خطا و وهمى بر آن عارض نگردد، عقدالقلب است. بنابراين ما دو قضيه مهم داريم كه نبايد بين آنان خلط شود: يكى اينكه خبر واحد، در جميع ابواب فقهى و فروع اعتقادى مورد قبول است و ديگرى اينكه دلالت خبر واحد، ظنى است نه قطعى؛ به همين سبب، از قرآن و خبر متواتر و اجماع جدا مىشود. 1
وى در مقام نقد كسانى كه براى اثبات حجيت خبر واحد به فرستادگان تبليغى پيامبر(ص) همچون معاذ و حضرت على(ع) به يمن استدلال مىكردند، مىگويد:
اولاً: اصول دعوت پيامبر(ص)، بهصورت استفاضه و تواتر، به شهرهاى مختلف مىرسيد و فرستادگان پيامبر(ص)، براى شرح و تفصيل اصول دعوت، به ميان آنان مىرفتند؛ زيرا پيامبر(ص) در موسم حج، با افراد قبايل مختلف ملاقات مىكرد و آنان را بهسوى خدا دعوت مىنمود.
پيامبر(ص) تا قبل از هجرت، نزديك به سيزده سال بر همين روش باقى ماند. اين، باعث مىشد كه اصل دعوت، ميان قبايل و نواحى مختلف منتشر شود و به حد استقاضه و تواتر برسد؛ زيرا ممكن نيست افراد قبايل مختلف شركتكننده كمتر از ده نفر باشند و زمانى كه پيامبر(ص) از مكه به مدينه هجرت كرد، دعوت پيامبر(ص)، هر زمان بيشتر و بيشتر شيوع پيدا مىكرد و به مناطق وسيعى مىرسيد و گروههايى كه با پيامبر ديدار مىكردند، همگى در حد