108متعال و رسول امين ممتنع است. پس واجب است نصوص قرآن و سنت را بدون هيچگونه تأويل و تحريف، بر همان معناى ظاهرى كه متبادر مىشود، حمل كنيم. 1
حال كه با مبناى مهم سلفيان، يعنى ظاهرگرايى در نصوص آشنا شديم، مىتوان راز مخالفت ابنتيميه را با تأويل بعضى آيات فهميد. البته بحث تأويل، بهصورت مبسوط، در بحث معناشناسى خواهد آمد.
به نظر سلفيان، بدعتگذاران در تأويل آيات، به عقل خود تمسك مىكنند و هنگامى كه آن آرا و افكار را مخالف نصوص كتاب و سنت يافتند، به تأويل روى مىآورند. از اينجا بود كه تأويل ظهور كرد. به نظر سلفيان، در حقيقت تأويل، تحريف و تبديل كلام خداست. 2
ابنتيميه در مواضع متعدد كتب خود، با ادبيات خاص خود، يعنى جهمى و قرمطى خواندن مخالفان، به رويكردِ تنزيهى متكلمان در صفات الهى اعتراض مىكند كه منشأ آن، به ظاهرگرايى او در فهم نصوص دينى بازمىگردد.
3. حجيت خبر واحد در عقايد
خبر واحد، در اصطلاح، خبرى است كه تعداد راويان يا طرق آن، به تواتر نرسيده باشد. نزد اصوليان چنين خبرى مظنونالصدق دانسته