105استنباط همه را در صورت اجتهاد تأييد مىكند و راه را بر هر فريبكارى مىبندد:
-(وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ ) (نساء: 83)
درحالىكه اگر آن را به پيامبر و پيشوايانشان بازگردانند، كسانى كه قدرت تشخيص كافى دارند، از ريشههاى مسائل آگاه خواهند شد».
اين آيه، صراحت دارد كه علم يا فهم اهل استنباط كه همانا مجتهدان هر عصر و شهرىاند، معتبر است و به سلف اختصاص ندارد؛ زيرا آيه قرآن نفرموده است كه اهل استنباط از ميان سلف، احكام را مىدانند و غير آنها نمىفهمند و اين مطلب، دليل واضحى بر نفى دليل شرعى قرار گرفتن فهم سلف است. 1
- ( فَإِنْ تَنٰازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّٰهِ وَ الرَّسُولِ ) 2؛ «و لم يقل ردوه الى فهم السلف»؛ «آيه به رد نمودن مورد نزاع به خدا و رسول امر مىكند و به رد نمودن امور به سلف، نظر ندارد».
-
«عن ابيجحيفه قال لعلي (رضوان الله عليه) هل عندكم كتاب؟ قال: «لا الا كتاب الله او فهم اعطيه رجل مسلم...» ؛ «ابىجحيفه مىگويد: «به على گفتم آيا نزد تو كتابى است؟» فرمود: «نه؛ مگر كتاب خدا و فهمى كه به فرد مسلمان داده شده است». 3