118در برخى موارد، به معناى اعطاى اسباب آن يا هدايت به سوى آن است. 1
برخى از مفسران، در تفسير آيه (وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ) گفتهاند مقصود از «انزل» در اين موارد، اشاره به اعطاى از مقام بالا به پايين است؛ 2 زيرا خداوند مىفرمايد: (وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاّٰ عِنْدَنٰا خَزٰائِنُهُ وَ مٰا نُنَزِّلُهُ إِلاّٰ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ) ؛ «و هيچ چيز نيست، مگر آنكه خزاين آن نزد ماست. ولى ما جز به اندازه معيّن، آن را نازل نمىكنيم». (حجر: 21)
با توجه به اين مقدمات، به روشنى مىتوان گفت كه «انزل» در اين آيه، به معناى اعطاى پيامبر(ص) و ارسال او به سوى مردم است و عطاى خدا به انسان، براى رسيدن به سعادت دنيا و آخرت است.
نكته درخور توجه در اين تعبير، آن است كه پيامبر(ص) از آنجا كه اتصال به عالم بالا داشت و تا مقام (قٰابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنىٰ) راه يافته بود، بايد در مقام صحبت با مردم و رساندن رسالت، خود را به ميزان عقل مردم، پايين مىآورد كه در روايتى از امام صادق(ع) همين مضمون وارد شده است؛ چنان كه حضرت فرمود:
«ما كلم رسول الله العباد بكنه عقله قطّ»؛ «پيامبر هيچگاه به نهايت عقل خود، با انسانها حرف نزد».
پيامبر(ص) نيز فرمود:
«انا معاشر الانبياء امرنا ان نكلم الناس على قدر عقولهم»؛ «ما پيامبران دستور يافتهايم كه با مردم، به ميزان عقلشان صحبت كنيم». 3
بنابراين نزول در اين آيه، مىتواند هم به معناى اعطاى پيامبر(ص) به انسانها و هم به معناى پايين آمدن در مقام تكلم با مردم باشد كه همان تكلم به قدر عقول مردم است. مقصود از «ذكر»، پيامبر اكرم(ص) است و «رسولاً» بدل يا عطف بيان و توضيح و ترجمان ذكر است.