190حالىكه هيچكس به آن دست نمىزد، آن را مىپوشيدند و پس از آن ديگر برهنه طواف نمىكردند و اگر لباس ديگرى داشتند، لباسى را كه با آن طواف كرده بودند، پس از طواف از بدن خارج نموده ميان بت اساف و نائله مىانداختند و آن جامه همچنان آنجا افتاده باقى مىماند و هيچكس به آن دست نمىزد تا از ميان مىرفت. تمام اين كارها كه ساخته و پرداخته ابليس و موجب دگرگونى آيين حنيف ابراهيم(ع) مىگشت، سنّت شده بود. 1
اين عمل قداست حرم را شكست و جوانان هوسران را بر آن داشت تا در كنار بيتالله الحرام به نظاره برهنگان بپردازند:
روزى بانويى زيبا براى طواف آمد، جامهاى عاريه مىخواست كسى پيدا نشد كه به او جامه عاريه دهد، به ناچار لباسهاى خود را خارج و برهنه مشغول طواف شد، و در حالى كه هر دو دست خود را بر جلو خويش گذاشته بود، شعر مىخواند و مىگفت:
اليوم يبدو بعضه او كله
و ما بدا منه فلا أحلّه
«امروز قسمتى يا همهاش آشكار است و آنچه از آن آشكار است روا نمىدارم». جوانان مكه نگاهش مىكردند. 2
وجود چنين مناظرى جوانان هوسران را تحريك مىكرد تا گاهى در خانه خدا، كارهاى شنيع و زشتى مانند دستزدن به بازوان زنان انجام دهند و هرزگى را پيشه خود سازند. 3
گاهى نيز زنان و مردان جداگانه طواف مىكردند.
ابن عباس مىگويد: برخى از قبايل عرب از جمله بنىعامر و ديگران، برهنه طواف مىكردند. مردان روزها و زنان شبها ...، اينها مىگفتند در جامههايى كه در آن مرتكب گناه شدهايم، طواف نمىكنيم ... برخى از زنان ايشان، تسمهها و بريدههايى از كمر خود مىآويختند و ظاهراً عورت خود را مىپوشاندند ... 4