141چون ديدند كه قريش در عدواتِ ايشان چندان مُظاهَرَت و مُبالغت بنمودهاند و چنان عهدنامه بنوشتند، ايشان نيز برخاستند و به جمعيت بَرِ ابوطالب آمدند و پيش وى بنشستند و با هم عَهد كردند و اتفاق بنمودند كه نُصْرت و مُعاونت سيد -عليهالسلام- دهند و حَصْمى قريش كنند و در جمله احوال آنچه بطريق تعصّب و حمايت بود پيغمبر(ص) را نگاه دارند. 1
پس هاشميان جز ابىلهب و مطلّبيان همگى به ابىطالب پيوسته و در شِعْب او بر وى داخل شدند و دو يا سه سال آنجا ماندند. 2
در بحارالانوار به نقل از خرايج آمده است: قريش با يكديگر متحد شده و بنىهاشم را به شِعْب ابى طالب راندند. 3
ابن قيم جوزى مىنويسد: رسول خدا(ص) و همراهانشان در شب اوّل ماه محرم سال هفتم بعثت در شِعْب ابىطالب زندانى شدند ... و در همين، مكان ابوطالب قصيده معروف لاميه را سروده است. 4
علامه امينى1 مىنويسد: بنوهاشم و بنوالمطلب به سوى ابىطالب آمده و همراه با او در شِعْب داخل شدند. 5
ابوبكر احمد بن حسين بيهقى مىنويسد: چون ابوطالب نيت ايشان را فهميد فرزندان عبدالمطلب را گردآورد و دستور داد كه پيامبر را در محله خود نگهدارى كنند. 6
محمد بن عمر بن واقدى گويد: بنىهاشم شب اول محرم سال هفتم بعثت رسول خدا(ص) وارد درّه ابوطالب شد. بنىمطلب هم همراه بنىهاشم در همان دره گرد آمدند. 7
ابن اسحاق مىنويسد: بنوهاشم و بنومطلب به ابىطالب پناه آورده و در شِعْب او (يعنى ابى طالب) اجتماع كردند. 8
مرحوم آيتى مىنويسد: ... چون كار قريش به انجام رسيد، «بنىهاشم» و «بنى مطَّلب بن عبد مناف» به ابوطالب پيوستند و همگى - جز «ابولهب ابن عبدالمُطَّلب» كه با قريش همكارى داشت - همراه وى در «شِعْب ابى طالب» درآمدند. 9