457موسى(ع): ( قٰالَ مُوسىٰ لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللّٰهِ وَ اصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلّٰهِ يُورِثُهٰا مَنْ يَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ الْعٰاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ) .
مصداق بزرگ تقوا در اين دوره براى ملتهاى به پاخاسته، آن است كه حركت مبارك خود را متوقف نسازند و خود را سرگرم دستاوردهاى اين مقطع نكنند. اين است بخش مهم از تقوايى كه دارندگان آن، به وعده عاقبتِ نيك، سرافراز گشتهاند.
دوم: هشيارى در برابر حيلههاى مستكبران بينالمللى و قدرتهايى كه از اين قيامها و انقلابها لطمه ديدهاند. آنها بيكار نمىمانند و با همه توان سياسى و امنيتى و مالى، براى برقرارى دوباره نفوذ و قدرت خود در اين كشورها، به ميدان مىآيند. ابزار آنان، تطميع و تهديد و فريب است. تجربهها نشان داده است كه در ميان خواص، هستند كسانى كه اين ابزارها در آنان كارگر مىشود و ترس و طمع و غفلت، آنان را دانسته يا ندانسته به خدمت دشمن درمىآورد. چشم بيدار جوانان و روشنفكران و عالمان دينى بايد به دقت مراقبت كند.
مهمترين خطر، دخالت و تأثيرگذارى جبهه كفر و استكبار در ساخت نظام جديد سياسى در اين كشورها است. آنان همه كوشش خود را به كار خواهند برد تا نظامهاى جديد، هويت اسلامى و مردمى نيابد. همه دلسوزان در اين كشورها و همه آنان كه به عزت و كرامت و پيشرفت كشور خود دلبستهاند، بايد تلاش كنند تا اسلاميت و مردمىبودن نظام نوين، به تمام و كمالتأمين شود. نقش قانون اساسىها در اين ميان، برجسته است. اتحاد ملى و به رسميت شناختنِ دگرسانىهاى مذهبى، قبيلهاى و نژادى، شرط پيروزىهاى آينده است.
ملتهاى شجاع و بهپاخاسته در مصر وتونسو ليبى و ديگر ملتهاى بيدار و