115در حقيقت، بغوى نيز مانند ابن خزيمه معتقد است كه هرچند عبّاد، گرايشات و تمايلات شيعى دارد و اهل بدعت محسوب مىشود، در نقل روايت، صادق است.
عبدالحق إشبيلى 1
اشبيلى كه از شخصيتهاى حديثپژوه قرن پنجم است، اثر درخور ملاحظهاى در زمينه جرحوتعديل راويان ندارد؛ ولى از مجموع نوشتهها و عملكرد او در نقل حديث، مىتوان دريافت كه وى نيز همانند بيشتر صاحبنظران، معتقد است اگر وثاقت راوى احراز شود، بايد روايات وى پذيرفته گردد؛ چنانكه «دكتر برهانبنعبدالله سالم الشُّعَيبى» در اين باره نوشته است:
تصرفات امام عبدالحق اشبيلى، دلالت دارد كه وى به اين نظر ميل دارد؛ يعنى قبول روايات اهل بدعت، درصورتىكه ثقه باشند. بهتحقيق، وى درباره «عبادبنمنصور» كه متفرّد به حديثى است، گفته: «او تضعيف شده است. فقط يحيىبنسعيد درباره او گفته كه عبادبنمنصور، ثقه است». سزاوار نيست كه بهسبب رأيى كه در آن به اشتباه رفته است، حديثش ترك شود. 2
وى در ادامه، درباره سخن يحيىبنسعيد قطان از عبادبنمنصور، مىنويسد: