108همدانى» نگاه كنيد كه او نيز از مرجئه بود. نسانى درباره «ابراهيمبنيعقوب جوزجانى»، كه ناصبى بود، يك بار مىگويد: «ثقة حافظ للحديث» و بار ديگر مىگويد: «لا بأس به». همچنين درباره «بردبنسنان» يك بار مىگويد: «ثقة» و بار ديگر مىگويد: «ليس به بأس»؛ درحالىكه وى قدرى بوده است. درباره «احمدبنحرب طائى» نيز مىنويسد: «لا بأس به و هو أحبّ إلينا من أخيه عليبنحرب» و درباره اسماعيلبنسميع مىنويسد: «ليس به بأس»؛ درحالىكه وى از مرجئة دعوتكننده به مذهب بوده است. 1
سپس وى درباره اين استنباط خود از مذهب نسائى مىنويسد:
فهذا الذي استنبطه من مذهب النسائي في المبتدعة لم يتفرد به ابو عبدالرحمن وانّما ذهب اليه جماعات كثيرة بل قال الذهبي كما تقدم فجميع تصرّفات ائمة الحديث تؤذن بان المبتدع اذا لم تبح بدعته خروجه من دائرة الاسلام ولم تبح دمه فانّ قبول ما رواه سائغ. 2