63على قزوينى، مشهور به «دادا» كه تقريباً پنج ماه بود از قزوين به سمت كربلا مسافرت نمودهاند، در ميان گارىها بودند.
بعد از تعارفات و روبوسى، تشريف آوردند منزل ما؛ تقريباً يك ربع نشستند و چايى صرف نمودند. خداحافظى نموده، تشريف بردند و ما هم سه به غروب مانده، حركت نموديم.
[ميانه خاك قزوين و همدان]
بعد از طى دو - سه فرسنگى، در بالاى كوهى، برج مختصرى ساخته بودند. معلوم شد بعد از تحقيقات كه علامت حدود ميانه خاك قزوين و همدان مىباشد و امروز عبور ما غالباً از ميان كوهها است، ولى منظره بدى ندارد. چون خط راه شوسه، در كنار خررود واقع است، تماشاى رود را مىنماييم.
[وصف آبگرم و خواص آن]
بعد از طى مقدارى [4] از راه، رسيديم به آب گرم، ولى در خاك قزوين است. قبل از رؤيت آن، برج بالاى كوه كه در صفحه پشت نوشتهام، رؤيت شد. و اين آبگرم وصل به رود خررود است كه توسط پلى كه بر رود بسته شده، عبور از رود مىنمايد و در آن طرف، سنگى مستطيل از كنار جاده جدا شده، إلى وسط رودخانه قطع شده و تقريباً هفت إلى هشت زرعى ارتفاع اين سنگ است از زمين رودخانه و چند زرعى عرض اين سنگ است و در بالاى آن سنگ، چهار حوض كوچكى از آب است كه از ميان آن حوضها مىجوشد، ولى نه جوششى كه از گرما باشد؛ جوشش چشمه است و آب اين حوضها در گرمى متفاوت است.
و در پايين آن سنگ، وصل به آب رودخانه، گودال آبى هست كه آبش از آبهاى بالاى آن سنگ قدرى گرمتر است و از زير همان سنگ جارى است و گرماى اين آب