129ولى هوا دو سه روزى است به واسطه آمدن باران قدرى تفاوت نموده، بهتر شده است، كه از قرار معلوم، بيست روز به تابستان مانده، موقع باران آمدن هندوستان است و موقع برصات دريا مىباشد. ولى - الحمد لله - حال آقاى داداش و متعلقه ايشان فى الجمله بهبودى حاصل گشته و خودم هم مبتلا به پيچ معده شدهام، بهواسطه كثرت خوردن سكنجبين و آب يخ؛ ولى حكيم دوا داده است - انشاءالله - اميد است بهبودى حاصل شود.
و در سابق و چند صفحه قبل نوشتهام كه شماره اتومبل اين شهر به ده هزار مىرسد؛ يعنى از قرار تقرير اهالى، وليكن خودم يك اتومبل نمره بيستوچهار هزار [و] چهارصد [و] چهل [و] هشت خواندم؛ نمىدانم مطلب [چه] چيز است؛ نمره اتومبيل شهرى است، يا اينكه نمره ديگرى است؟! يعنى از بزرگى و كثرت جمعيت اين شهر مستبعد نيست كه اين مقدارها اتومبيل داشته باشد.
غرض، يوم يكشنبه، هفتم شهر شوال، صبح رفتيم كه حركت نماييم طرف كشتى؛ پليسهاى جلوى مسافرخانه مانع شدند و چون سه روز به حركت مانده، بهواسطه [59] ناخوشى آقاى داداش و گرمى منزل، از مسافرخانه اولى نقل مكان كرديم به مسافرخانه معروف به «وارى بندر» كه به بندرگاه كشتى نزديكتر بود و يك نفر از اهل سنت ساخته است و خيلى قشنگ و بزرگ است و دو نفر پليس، هميشه در جلوى درب مسافرخانه قراول ايستادهاند و همه چيز اين مسافرخانه تحت قاعده مىباشد.