110مىنمايد. و از بصره إلى بمبئى دوهزار [و] چهارصد [و] چهل [و] هشت ميل مىباشد كه مىشود ششصد فرسنگ؛ چون چهار ميل انگريزى، يك فرسنگ است.
[جابهجايى مسافر در بندر بوشهر]
و امروز تقريباً پنج ساعت از آفتاب گذشته، رسيديم به بندر بوشهر و تقريباً دو فرسنگ چيزى بالا به بوشهر مانده، در ميان دريا كشتى لنگر انداخت، توقف نمود و يك كشتى خيلى كوچك آتشى 1 و چند طراده بادبانى از بندر آمدند و مسافر و بار داشتند، نقل به كشتى ما نمودند و چند نفر از كشتى ما رفتند در ميان آنها كه بروند به بوشهر.
بعد از يك ساعت چيزى بالا، كشتى ما راه افتاد، ولى از ديشب كه از شط خارج شده و در ميان دريا طى مىنمايد، كشتى ما به درجات در سرعت سير تفاوت نموده است. بارى، ناهار را [41] صرف نموديم، فى الجمله خوابيديم. بعد از خوردن ناهار رفتيم در ميان كشتى گردش نموديم. [با] بعضى از دوستان و رفقائى كه در ميان كشتى تهيه نموده بوديم، فى الجمله صحبت نموديم.
بعد از سمت شمال يك رشته كوههائى پيدا شد كه همچه تقرير نمودند كه آن سمتِ كوهها، خشكى است و خاك ايران است. بارى، شب را بعد از صرف غذا خوابيديم.
صبح يوم دوشنبه، هفدهم شهر رمضان از خواب برخاستيم، چائى را صرف نموديم، قدرى در ميان كشتى گردش نموديم.
با يك جوان ايرانى كه خيلى معقول بود [و] ديروز گذشته، از بندر بوشهر آمده به