136است كه تاكنون نيز موجود است و بر روى آن نوشته شده است: «سپاس خدايى را كه زندهكننده ملتها و ميراننده مردگان است. اين قبر فاطمه، بنت رسول خدا، سرور زنان جهان و حسن بن على بن ابىطالب و على بن حسين بن على و محمد بن على و جعفر بن محمد، رضوان الله عليهم اجمعين است». 1
حال اگر مرقد خانم زينب(عليها السلام) همراه مزارهاى مذكور بود، بىگمان اسمش بر روى سنگ مرمرىاى كه در قرن چهارم، در زمان مسعودى نوشته شده بود، مىآمد و بر مورخان مخفى نمىماند. چنانكه قبر همسر ايشان، عبدالله بن جعفر، هم در گذشته و هم در سدههاى اخير معروف بوده است. سمهودى مىگويد: «عبدالله بن جعفر با عمويش در بارگاه واقع در ابتداى بقيع مدفون است». 2
اگر قبر مطهر زينب(عليها السلام)، در بقيع و كنار اين مزارها بود، بايد در سدههاى نخست، ذكرى از آن به ميان مىآمد؛ چرا كه نه تنها قبر افرادى از بنىهاشم كه رتبه و جايگاهشان پايينتر از ايشان بوده، بلكه حتى كسانى كه دوستدار بنىهاشم نيز بودهاند، ذكر شده است.
وفات و مدفن ام البنين، بر نويسندگان مزارات و مورخان مخفى نمانده است. در نسخه «كنز المطالب» دستنويس و خطى كه متعلق به علامه محمد باقر قراباغى است، چنين آمده است: «امالبنين بعد از شهادت حسين(ع) وفات يافت و نزديك قبر فاطمه زهرا(عليها السلام) در بقيع دفن گرديد». 3 اگر محل دفن امالبنين و خبر وفات ايشان مخفى نمانده است، پس چطور ممكن است خبر وفات زينب(عليها السلام) و محل دفن ايشان در مدينه مخفى مانده باشد؟