113را بر او ترجيح داد، دشمنى و كينه شديدى از خود بروز مىداد و نسبت به امام(ع) ، حسادت مىكرد. 1 اين احتمال كه اسم او از سهل بن فضل، به سهيل بن فضل، تغيير كرده باشد، محال است؛ زيرا اين مسئله به اشتباه نسخهبرداران برمىگردد. حال چگونه فردى اين چنين بىنام و نشان، و يا وزير مخالف و دشمن امام(ع) مىتواند راوى اين روايت باشد؛ در حالى كه هيچ يك از بزرگان و محدثان، همانند شيخ صدوق كه به طور ويژه راوى احاديث امام رضا بودهاند، از آن روايت خبر ندارند؟
وضعيت شخصى كه اين مرد از او روايت مىكند، يعنى موسى بن سلمه، نيز اين چنين است. ما نام او را نيز در «ميزان الاعتدال» 2، بين سه نفر مشترك ديديم. يكى از آنها، «لين» 3 و شخص سوم، «ثقه» 4 است كه قبل از ولادت امام رضا(ع)، يعنى در سال 133ه.ق درگذشت و نمىتواند راوى اين روايت باشد.
روايت دوم، سندش به مصعب بن عبدالله بن مصعب بن ثابت زبيرى (م 233ه.ق) مىرسد كه خانواده او، سابقهاى طولانى در دشمنى با اهلبيت دارند و معروف به بداعتقادى نسبت به آنان هستند. ابن اثير از انحراف او از خط و سيره امير المومنين(ع) سخن گفته است. پدرش عبدالله بن مصعب نيز چنين بوده و از بدترين دشمنان فرزندان على است. 5 او همان كسى است كه براى بدگويى از يحيى بن عبدالله، همراه با گروهى از حجاز، به سوى هارون الرشيد رفت و يحيى را متهم به دعوت مردم به خويش كرد.
هارون براى اثبات مدعاى او از وى تقاضاى قسم كرد، ولى او سر باز زد. هارون