52با امام صادق(ع) طواف مىكردم، مردى از اصحاب ما پيش آمد و با اشاره از من خواست تا براى انجام كارى همراه او بروم، ليكن من دوست نمىداشتم طواف با امام صادق(ع) را رها كرده، او را همراهى كنم. پس در همان حال كه طواف مىكردم، بار ديگر به من اشاره كرد و امام صادق(ع) او را ديد و به من فرمود: «ابان، اين مرد تو را مىخواهد؟» عرض كردم: «آرى». فرمود: «او كيست؟» عرض كردم: «مردى از اصحاب و ياران ماست». حضرت پرسيد: «آيا با تو همعقيده و هممذهب است؟» عرض كردم: «آرى». حضرت فرمود: «نزد او برو». عرض كردم: «طواف را قطع كنم؟» فرمود: «آرى». پرسيدم: «اگرچه طواف واجب باشد؟» فرمود: «آرى».
يكى از ياران امام باقر(ع) در روايت تنبهآفرين ديگرى گويد:
به امام باقر(ع) عرض كردم: «فداى شما، شيعه نزد ما فراوان است!» فرمود: «آيا ثروتمندان به مستمندان كمك مىكنند؟ آيا نيكوكار از بدكار مىگذرد؟ آيا با هم برابرى و مساوات دارند؟» عرض كردم: «نه». امام(ع) فرمود:
«ليس هؤلاء شيعة، الشيعة من يفعل هذا» 1؛ «اينها شيعه نيستند، شيعه كسى است كه اين چنين عمل كند».
جميل گويد از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: «مؤمنان خدمتگزار يكديگرند». پرسيدم: «چگونه؟» فرمود: «يعنى براى هم سودمند هستند و بعضى براى بعضى ديگر مفيدند». 2
14. بىاعتنايى به اموال ديگران
مسافر سزاوار است در طول سفر، به مال ديگران بىاعتنا باشد و عزت و بزرگوارى خود را حفظ كند. عكرمه و مجاهد و جز آنان نيز گفتهاند: گروهى از