89باشد و با روشن بودن دلالت نزد مشهور، بدان فتوا نداده باشند و حال آنكه در رواياتى كه نقل شد، احتمالات ديگرى وجود داشت كه ممكن است ظهور روايت، از نگاه مشهور قدما غير از چيزى باشد كه قائلين به عدم وجوب، برداشت كردهاند. بنابراين چنين اعراضى موجب وهن سند روايت نمىگردد. بله، ممكن است كسى فهم مشهور را بر فهم ديگران ترجيح دهد؛ ولى چنين ترجيحى ارتباطى با سند و موهون شدن آن ندارد.
البته برخى از فقها، شهرت فتوايى را باعث ترجيح روايات مثبته دانستهاند و سخنى از اعراض مشهور ندارند. 1
وجه اول: حمل روايات مثبِت بر استحباب
يكى از جمعهاى مطرح شده بين دو دسته روايات، حمل روايات ظاهر در وجوب طواف نساء، بر استحباب و فضيلت است؛ چراكه روايات نافى وجوب، اظهر يا نص در عدم وجوب است. اين وجه جمع طبعاً در صورتى پذيرفته است كه ظاهر روايات نفى طواف نساء در عمره مفرده پذيرفته شود و سند آن نيز مخدوش نباشد. معتبره يونس چنين ظهورى داشت و احتمالات ديگر، مانع اين ظهور نبود. پس اين جمع دلالى، كه در تمام فقه سارى و جارى است، در بحث ما نيز مىتواند كاربرد داشته باشد.
وجه دوم: حمل روايات نافى (مطلق) بر روايات مثبِت (مقيد)
اين وجه جمع درباره برخى روايات مطرح شده است؛ مثلاً در مورد معتبره يونس گفته شده است: در صورت پذيرش دلالت روايت: « لَيْسَ طَوَافُ النسَاءِ إِلا