107وضعى نمىباشد. بنابراين روشن است كه عدد قائلان به تكليفى بودن طواف نساء، افزونتر از قائلان به جزء بودن آن است.
2. ادله
در كلام برخى از قائلان اين نظريه، به ادله تكليفى بودن طواف نساء و نفى جزء بودن آن، تصريح شده است. در اينجا ادله طرفداران اين نظريه را طرح و مورد بررسى قرار مىدهيم.
دليل اول: صحيحه معاويةبنعمار
عَلِي بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ(ع) قَالَ: الْقَارِنُ لَا يَكُونُ إِلا بِسِيَاقِ الْهَدْيِ وَ عَلَيْهِ طَوَافٌ بِالْبَيْتِ وَ رَكْعَتَانِ عِنْدَ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ(ع) وَ سَعْيٌ بَيْنَ الصفَا وَ الْمَرْوَةِ وَ طَوَافٌ بَعْدَ الْحَج وَ هُوَ طَوَافُ النسَاءِ. 1
حج قران تنها با همراهى قربانى محقق مىشود. بر قارن، طواف كعبه و دو ركعت نماز طواف نزد مقام ابراهيم و سعى بين صفا و مروه و طواف بعد از حج كه همان طواف نساء است، واجب است.
بررسى دلالى
در اين روايت، طواف نساء بعد از حج معرفى شده است. بنابراين در جزء نبودن طواف نساء صراحت دارد 2؛ چراكه عنوان بعد بودن با جزء بودن ناسازگار است. 3 در صحيحه حلبى نيز آمده است: