72شد، به عسقلان رسيد و حاكم آنجا، آن را در آن محل به خاك سپرد و در همانجا باقى بود تا آنكه در جنگهاى صليبى، فرنگىها بر عسقلان مسلط شدند. در اين هنگام، صالح طلائع، وزير فاطميان در مصر، سى هزار درهم به فرنگىها پرداخت و سر مطهر را از آنان گرفت و آن را به قاهره منتقل كرد و در جايى كه اكنون به اين نام (رأس الحسين) معروف است، دفن نمود. 4. سبط ابن جوزى نوشته است: «اين سر مطهر در مسجد شهر رقه در كنار فرات دفن شده است؛ زيرا وقتى كه آن را نزد يزيد بن معاويه بردند، گفت: آن را به تلافى سر عثمان، براى خاندان ابى معيط (بستگان اموى عثمان) مىفرستم. خاندان ابى معيط در آن زمان، ساكن رقه بودند و آن را در يكى از خانههاى خود دفن كردند. بعدها اين خانه، جزو مسجد جامع شد و اكنون اين مسجد، در كنار باروى شهر قرار دارد. بدين ترتيب نقاط يادشده، بالغ بر شش محل است در شش شهر كه عبارتاند از: مدينه، كربلا، رقه، دمشق، عسقلان و قاهره كه در واقع، جزو قلمرو حجاز، عراق، شام و بيت المقدس هستند. اين شهرها، در واقع آن روز، مرز و دروازه كشور اسلامى با جهان خارج به شمار مىرفتند. در تاريخ، اختلافات زيادى هست كه ما آن را اختلاف لفظى يا اختلاف ظاهرى مىناميم؛ زيرا نتيجه اصلى همه اقوال يكى است. اختلاف درباره محل دفن سر حسين(ع) نيز از اين قبيل است؛ زيرا اين رأس شريف، در هر كجا كه دفن شده باشد، در همه جا مورد تعظيم و تقديس است. حسين(ع) به بركت شهادت و در پرتو قهرمانى و نيز به خاطر خاندان نبوى او، وجودى است كه در قلب هر شخصى جاى دارد؛ چه به قبر او نزديك باشد يا دور. اين وجود مقدس، چه در قاهره باشد، چه در عسقلان، چه در دمشق، چه در رقه، چه در كربلا و چه در مدينه، فرقى نمىكند؛ او همه جا محبوب دلهاست. 1