67
7. نصيحت و موعظه دشمنان
«فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ». 1
حسين بن على(عليهما السلام) در شرايطى قيام كرد كه بر اثر طغيانِ حاكمان و جهل علمى و جهالت عملى توده مردم، قسمت مهم خاورميانه، به انحراف عقيده، سوءخلق و رفتار تبهكارانه مبتلا بود و محروميت از تبليغ صالحان و نفوذ طالحان ددمنش، منشأ همه اين تباهىها شد.
حضرت سيدالشهدا در روز عاشورا فرمود: «سرّ اينكه نصايح من در شما اثر نمىكند و رهنمود مرا نمىپذيريد، اين است كه شكمهاى شما با حرام پر شده است»، 2 و غذاى حرام ممكن نيست با انديشه صحيح و حلال، جمع شود.
8. شهادت در پرتو پيروزى حق
«أَشْهَدُ أَنَّكَ... عِشْتَ سَعِيداً وَ مَضَيْتَ حَمِيداً وَ مِتَّ فَقِيداً مَظْلُوماً شَهِيدا». 3
همانطور كه از نامهها، پيامها و خطبههاى حضرت امام حسين(ع) استنباط مىشود، قيام مبناى خاصى داشت. ايشان بر اين باور بود كه در نظام هستى، حق پيروز است؛ خواه از قدرت مادى برخوردار باشد، خواه نباشد و باطل، محكوم به شكست است. امويان نيز بر اين باور بودند كه چون قدرت مادى دارند، پيروزند؛ خواه با حق همراه باشند يا نه.
اين دو طرز فكر كه همواره بوده و هست، از دو نوع جهانبينى سرچشمه مىگيرد. كسى كه جهان را در ماده خلاصه مىكند و اصالت را به ماده مىدهد، هرجا جريان طبيعت بيشتر حضور داشت، آنجا محور قدرت تلقى مىشود؛ ولى