131اما عوانة بن حكم كلبى گفت: هنگامى كه حسين بن على(عليهما السلام) كشته شد و بازماندگان و اسيران را آوردند تا اينكه آنها را در كوفه تسليم ابن زياد كردند. مدتى در زندان به سر بردند تا اينكه روزى يك سنگى كه تكهاى كاغذ به آن بسته شده بود، به داخل زندان افتاد و در آن نوشته شده بود، در فلان روز، پيك براى كسب تكليف درباره شما به سوى يزيد روانه شد؛ چند روزى در راه است و فلان روز باز مىگردد. پس اگر صداى تكبير شنيديد، به كشته شدن يقين كنيد و اگر صداى تكبير را نشنيديد به معناى امان دادن به شماست، انشاءالله. او گفت پس وقتى دو يا سه روز به بازگشتن پيك باقى مانده بود، سنگى به داخل زندان افتاد كه به آن نامهاى بسته شده بود و در آن نوشته شده بود كه وصيت كنيد و پيمانها را ببنديد كه در آن روز، بازخواهد گشت. هنگامى كه پيك بازگشت، صداى تكبيرى شنيده نشد و در نامهاى كه قاصد از طرف يزيد آورده بود، نوشته شده بود كه اسيران را به نزد من بفرست.
توجه به اين نقل، دو نكته را بهخوبى روشن مىسازد: اول آنكه نامه توسط پيك يزيد به شام ارسال شده است، نه كبوتر و دوم آنكه مدت زندانى شدن اهلبيت(عليهم السلام) در كوفه، طولانى بوده است؛ تا آن جا كه از جمله «فلما كان قبل قدوم البريد بيومين او ثلاثة»، چنين به نظر مىآيد كه زمان بازگشت، بايد بيشتر از سه روز باشد؛ زيرا كوفيان اين مدت، يعنى سه روز را اواخر قلمداد مىكردند. بنابراين اگر اين نقل را بپذيريم، بايد زمان خروج كاروان اسرا از كوفه را پس از 25 محرم قلمداد كنيم؛ زيرا حداقل زمان رفتن پيك به شام و بازگشتش، حدود دو هفته بوده است؛ بر اين اساس حركت كاروان اسيران به سوى شام، نمىتوانست قبل از 25 محرم باشد.