107اهلبيت(عليهم السلام) اظهار پشيمانى كرد و تقصير كشتن امام(ع) و يارانش را به گردن ابن زياد انداخت. يكى از پيامدهاى اين ندامت، آن بود كه اهلبيت(عليهم السلام) را آزاد گذاشت تا در شام بمانند يا به مدينه بروند و چون آنان رفتن به مدينه را اختيار كردند، به فرستادگان خود كه اسيران را همراهى مىكردند، دستور داد كه با آنان، خوشرفتارى كرده و هر جا و هر زمان كه خواستند فرود آيند، با آنان موافقت كنند. 1 بنابراين اگر اهلبيت(عليهم السلام) در دمشق چنين تقاضايى را از يزيد كرده باشند، طبيعى است كه يزيد با توجه به تغيير اوضاع و شرايط و در نتيجه دگرگونى رويه و رفتارش نسبت به اسرا، ناچار بود اين درخواست بپذيرد؛ هر چند اين سازگارى، با پليدى ذاتى او مطابق نباشد، هم چنان كه اگر اهلبيت(عليهم السلام) پس از خروج از دمشق، از مأموران يزيد خواسته باشند كه آنان را به كربلا ببرند، آنان بايد طبق فرمان يزيد (چنانكه ابنسعد نوشته است) اطاعت كنند.
بنابراين اگر در شام سخنى از كربلا رفتن به ميان نيامده است، چنانكه اشاره شد يا به اين سبب بوده است كه اهلبيت(عليهم السلام) پس از خروج از دمشق، چنين درخواستى كردند و اساساً چنين درخواستى در شام مطرح نبود يا اگر نزد يزيد چنين تقاضايى را مطرح كردند، چون مدينه مقصد نهايى بود و كربلا به منزلۀ يكى از منازل بين راه به حساب مىآمده، سخنى از رفتن به كربلا به ميان نيامد و يزيد (با توجه به تعبير ابن سعد) اجازه فرود آمدن در كربلا را نيز صادر كرد. بنابراين، پرسش يزيد از اهلبيت(عليهم السلام) ناظر بر محل اقامت دائمى است؛ از اينرو منافات ندارد كه قاصد مدينه، از كربلا عبور كند. 2