197
گفتوگوهايى از جنس عاطفه
امشب با حاج آقا سيد جعفر طباطبايى يكى از روحانيون بسيار آگاه و آشنا به امر حج و تاريخ اسلام و مناطق مقدسه و مناطق مكه و مدينه، گفتوگو مىكنم و از او مىخواهم برايم از اين مناطق و حوادث تاريخ اسلام بگويد. با آقاى طباطبايى موقع شام براى جلسه مشورت و گفتوگو قرار مىگذارم. پيرمرد كه گوشت نمىخورد و به نان و سبزى قناعت مىكند، در ضمن صحبت به دو نكته جالب اشاره مىكند: از تولد پيامبر(ص) و زندگى چهار سالهاش در «جعرانه» و بازگشت او كمى برايم مىگويد و سپس مىگويد: «بايد عمره باشد. بيايى برايت همه را بگويم».
به هنگام خروج از دارهادى، «عيسى گونش» را مىبينم؛ طلبهاى ترك كه در جنگ تحميلى مجروح شده و جانباز 30 درصد است و اينك «مؤسسه ندا اهلبيت(عليهم السلام)»، فدراسيون شيعيان آلمان را همراهى مىكند. از نشست تركهاى شيعه مقيم اروپا در مدينه برايش مىگويم كه گزارش آن را نوشتهام. قرار مىشود بحث مفصلترى درباره تشيع در اروپا داشته باشم. به او اطمينان مىدهم مطالب او را به بهترين وجه مورد استفاده قرار دهم.
پياده از دارهادى راه مىافتم. دو شب است كه به مسجدالحرام نرفتهام. خودم را سخت سرزنش مىكنم. آخر هر شب كه براى زيارت و طواف آمدهام، فردايش سخت در كار نوشتن اذيت شدهام. هرچه باداباد! سر و جان به فداى خم ابروى دوست.
تونل پر سر و صداى طويلى را پشت سر مىگذارم. تعداد بسيارى از زائران در حال بازگشت هستند. شهر مكه پر شده از ساختمانهاى بلند و پلهاى گوناگون و البته خيابانهاى بسيار كم ترافيك. پياده روى در اين ساعت، بسيار دل انگيز است، به شرط آنكه دلت آرام و خالى از آشوب باشد.
به محوطه روبهروى مسعا رسيدهام و براى گرفتن وضو در صف طولانى دستشويى قرار گرفتهام. «دورة المياة» پر از افرادى است كه بيشترشان مُحرم هستند. جمعيت