185جوايزى اهدا شد. اين جوايز از نظر مادى قيمت چندانى ندارد و عبارت است از يك جانماز و چند كالاى فرهنگى ديگر كه بيش از هر چيز داراى ارزش معنوى و نشان دهنده توجه به تلاش پزشكان و مديران كاروانها در راستاى سلامت زائران است.
سوژهاى براى ساخت فيلم سينمايى
آمنه پير زن 70 ساله «درگزى» داستان عجيبى دارد. او مىگويد شب خواب مىبيند كه سوار هواپيما شده و به خانه خدا رفته است. صبح زود، بدون اطلاع خانوادهاش با جمع كردن طلاهايش عازم فرودگاه مىشود و با گذرنامه تاريخ گذشتهاش، خود را به گيت خروجى فرودگاه مشهد مىرساند. او با همراه شدن زائران افغانى به محل عبور از گيت مىرود. اما خانم مسئول گيت با ديدن گذرنامه و نداشتن بليط او را به عقب بر مىگرداند. او نيز برگشته و شروع به گريه كرده است. اما مأمورى او را مىبيند و علت گريهاش را مىپرسد. به نظر مىرسد مأمور تحت تأثير قرار گرفته و برايش بليط تهيه مىكند و او با بليط وارد سالن ترانزيت هواپيما مىشود. در مسير عبور نه كسى از او چيزى پرسيده و نه مدركى از او خواستهاند. بدين ترتيب، با گرفتن بليط و كارت پرواز، سوار هواپيما مىشود و در ساعت 10:3 نيمه شب پيرزن بهسوى سرزمين آرزوها پرواز مىكند و شش صبح به فرودگاه مدينه مىرسد.
اما در فرودگاه مدينه، مأمور سعودى به گذرنامه او اشكال مىگيرد و اينجاست كه گريههايش به جايى نمىرسد و سعودىها اجازه خروج از فرودگاه را به او نمىدهند.
در دو روزى كه پيرزن در فرودگاه مدينه بود، از سوى بعثه پذيرايى مىشد.
اما پيرزن ناراحت از نرسيدن به حرم نبوى(ص) لب به غذا نمىزد. او پس از فرستاده شدن به فرودگاه جده به همراه زائران پير و بيمار ديگر به تهران و سپس، مشهد عودت داده مىشود.