181هستند كه بيش از ديگران مىتوانند با مسلمانان ارتباط برقرار كرده و گفتوگو كنند؛ گفتوگوهايى از سر شناساندن خود، كشور، مذهب و موقعيت مسلمانان و شناختن و حصول معرفت از رويههاى ديگر دنياى مسلمانان.
امروز وقتى در اين جمع مىنشينم، مىبينم كه دانستن يك يا دو زبان، چه ارزشمند است؛ زبانى كه بتوان با آن از پيامبر(ص) و از تشيع و از رد ايرادهاى نادرست اصحاب تفرقه گفت.
جالب اينجاست كه همايش با عنوان «همايش فرهيختگان» نامگذارى شده است و البته فرهيختگى اينجا معانى ديگرى مىتواند داشته باشد كه دارد. ولى آنچه اهميت دارد، اين است كه اين همايش بيش از آنكه همايش فرهيختگان باشد، (فرهيختگى به معانى ايرانى آن)، بيشتر همايش اصحاب نظر و دانش تبليغ است.
مجرى جلسه پس از توضيحهاى آقاى «صفدرى» به اجرا پرداخت كه البته به نظر مىرسد مجرى حرفهاى نباشد؛ علاوه بر اين، درباره حج شعرهايى خواند كه به هيچ وجه درخور اجتماع فرهيختگان، به هر معنايى، نبود.
نمايندة محترم ولىفقيه كه در همه جلسهها سر ساعت مقرر شركت مىكند، اكنون به سرعت به محل سخنرانى مىرود و درباره منافع حج و روح جمعى مسلمانان سخن مىگويد:
«مسلمانان با سرمايه شخصى و بدون تكيه بر بيت المال در حج گرد هم مىآيند. تحول روحى و اخلاقى در مردم يكى از الزامهاى اين زيارت است. مسلمانان در راه رسيدن به حج، بايد بسيارى از مسائل خود را حل كنند. مشكلهاى اقتصادى و اخلاقى و حل اختلافها، سبب بسيارى از تحولها مىشود. ضمن اينكه اين فرد، بايد بسيارى از ويژگىها گذشته را تغيير دهد؛ چه اينكه در صورت تغيير مىتواند بفهمد حج او قبول شده است. در صورت تغيير و تحول مىتواند بسيارى از زير مجموعههاى خود را