97نامهاى كه در پاسخ به سؤالاتى چند براى من نوشتند، از فلسفه حج نيز سخن گفتند و پس از ذكر اسرار عرفانى و آثار معنوى، فرهنگى، تربيتى و تاريخى، به بُعد اقتصادى آن نيز اشاره فرمودند. در بخشى از اين نامه آمده است:
... وَما في ذلِكَ لِجَميعِ الَخلْقِ مِنَ المَنافِعِ... وَمَنْفعةُ مَنْ في المَشرِقِ و المَغرِبِ وَمَنْ في البرِِّ وَالْبَحْرِ مِمَّنْ يَحُجُّ وَمِمَّن لا يَحُجُّ مِنْ تاجِرٍ وَجالِبٍ وَبايِعٍ و مُشْتَرٍ وَكاسِبٍ وَمِسْكينٍ وَقَضاءِ حَوائِجِ أهلِ الاَطْرافِ وَالَمواضِعِ المُمكِنِ لهَمُ الإجْتِماعُ فِيها، كَذلِكَ لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُم. 1
... از علل وجوب حج، منافعى است كه از آن به همه خلق مىرسد... و منافعى است براى كسانى كه در شرق و غرب يا خشكى و دريا هستند؛ چه آنهايى كه حج مىگزارند يا آنان كه حج انجام نمىدهند؛ اعم از تاجر يا واردكننده كالا، فروشنده يا خريدار، كاسب و يا مستمند، و همچنين تأمينكننده نيازهاى ساكنان اطراف و امكنهاى است كه مىتوانند در موسم اجتماع كنند، تا بدين وسيله شاهد منافع خود باشند.
و) قانون گرايى
از نشانههاى تربيت صحيح، اين است كه مربى، روحيه تسليمشدن در برابر دستورات الهى و مقررات جامعه را در وجود متربى نهادينه كند و از فردى با روحيه عصيانگرى، انسانى