229نزد رسول خدا(ص) رفت و خطاب به آن حضرت گفت: «كفرت بدينك و فارقت ابنتك لاتحبني و لا احبّك»؛ «ديدى چگونه آيين تو را نپذيرفتم و دخترت را طلاق گفتم؟! من با تو دشمنم همانگونه كه تو با من دشمنى». آنگاه جسارت و بىادبى را به آنجا رساند كه از لباس پيامبر(ص) گرفت و با شدت به سوى خود كشيد؛ به طورى كه يقه آن حضرت پاره گرديد. رسول خدا(ص) در پاسخ اين جسارت و بىادبى عتيبه، چنين فرمود:
«اما انّي اسئل الله ان يسلّط عليك كلبة» ؛ «من هم از خدا مىخواهم سگى را بر تو مسلط كند».
عتيبه پس از اين جريان مكه را به سوى شام ترك نمود تا اين كه شبى در گوشهاى از بيابان شامات، به نام «زرقا» در حالى كه به استراحت پرداخته بودند، مورد حمله شيرى قرار گرفت و بدن او در زير پنجههاى قوى او تكه تكه گرديد و نفرين رسول خدا(ص) در مورد او به اجابت رسيد. 1
مرگ ام كلثوم
به هر حال، امّ كلثوم در سال نهم هجرت در مدينه بدرود حيات گفت و رسول خدا(ص) در تشييع دخترش شركت كرد و بر پيكر او نماز خواند.
در كتب تاريخ و رجال اهل سنت، نقل شده است كه رسول خدا(ص) به هنگام دفن امّ كلثوم فرمود:
«فيكم أحدكم بقارف الليلة» 2يا
«من لم يقارف الليلة فليدخل». 3
از ميان جمع حاضر كه عثمان نيز جزء آنها بود، سه تن اعلام آمادگى نموده و داخل قبر شدند: اميرمؤمنان(ع)، فضل بن عباس و اسامة بن زيد و بدينگونه مراسم خاكسپارى پيكر امّ كلثوم انجام پذيرفت. اين موضوع در منابع حديثى اهل سنت در طى حديثهاى متعدد و با مختصر تفاوت در متن آن، نقل گرديده است. در متن بعضى از اين احاديث به جاى «امّ كلثوم»، «رقيه» آمده است و در بعضى از آنها بدون ذكر نام و «ابنة لرسولالله» عنوان شده است 4 ولى همزمان بودن فوت رقيه با جنگ بدر و دفن پيكر او قبل از مراجعت رسول خدا(ص)، صحت نظر علماى تراجم است و وقوع اين جريان به هنگام دفن ام كلثوم را تأييد مىكند.