95
( وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنٰامَ* رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيراً مِنَ النّٰاسِ فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَ مَنْ عَصٰانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ )
[به ياد آوريد] زمانى را كه ابراهيم گفت: پروردگارا! اين شهر [مكه] را شهر امنى قرار ده! و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاه دار * پروردگارا! آنها [بتها] بسيارى از مردم را گمراه ساختند. هر كس از من پيروى كند، از من است و هر كس نافرمانى كند، تو بخشنده و مهربانى.
برهان چهارم
خداوند در آيه 37 سوره ابراهيم(ع) مىفرمايد كه ابراهيم(ع) چنين با پروردگار خود نجوا كرد:
(رَبَّنٰا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوٰادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنٰا لِيُقِيمُوا الصَّلاٰةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النّٰاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ)
پروردگارا! من بعضى از فرزندانم را در سرزمين بىآب و علفى، در كنار خانهاى كه حرم توست، ساكن ساختم تا نماز را برپا دارند. تو دلهاى گروهى از مردم را متوجه آنها ساز.
در اين آيه كه مىفرمايد: (رَبَّنٰا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوٰادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ) ، «پروردگارا! من بعضى از فرزندانم را در سرزمين بىآب و علفى، در كنار خانهاى كه حرم توست، ساكن ساختم.» منظور مسجدالحرام، كعبه و حرم مكى است.
در تفسير عياشى آمده:
از فضلبنموسى كاتب از أبىالحسن موسىبنجعفر(عليهما السلام) فرمود: زمانى كه ابراهيم، اسماعيل و هاجر را در مكه ساكن كرد و خواست با آنها خداحافظى كند و برگردد، آنها گريه كردند. ابراهيم(ع) پرسيد، چرا گريه مىكنيد؟ من شما را در بهترين سرزمين، نزد خداوند و در حرم او جاى دادم! هاجر عرض كرد: اى ابراهيم، فكر نمىكردم كه پيامبرى چون تو چنين كارى انجام بدهد؟ فرمود: مگر چه كردم؟ هاجر عرض كرد: زن و بچهاى ضعيف را كه هيچ چارهاى ندارند، بدون هيچ مونسى و آبى و هيچ زراعتى و شيرى براى دوشيدن، تنها رها كنى. امام(ع)