89ذكر شد، روشن مىشود كه آنچه اينان به آن معتقدند و باور دارند، همان بتپرستى جديد است.
اگر عبادتكنندهاى بخواهد معبودش را آنچنانكه خودش مىپسندد عبادت كند، درواقع خودش و هواى نفسش را عبادت كرده و آن را بر خواسته معبودش مقدم داشته است. براى همين خداوند در اين خطاب توحيدى، شيطان را اينگونه خطاب مىكند: «همانا من طاعت را آنگونه كه خواستهام مىپسندم، نه آنگونه كه تو مىپسندى».
خداوند در آيه34 سوره بقره، شيطان را بعد از عبادت شش هزارسالهاش چنين توصيف مىكند: (أَبىٰ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كٰانَ مِنَ الْكٰافِرِينَ) ؛ «ابليس سر باز زد و تكبر ورزيد، [و به خاطر نافرمانى و تكبرش] از كافران شد». البته اين بعد از انكار و رد كردن ولايت ابوالبشر آدم(ع) از سوى او بود كه خدا بر آن امر كرده بود. اين در حالى است كه با منطق اين گروه، عبادت شيطان، عبادت مخلصانه و بىاعتنا به واسطه است، ولى خدا آن را شرك و كفر معرفى كرده است.
اين خطاب «و [ياد كن] هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم: براى آدم(ع) سجده و خضوع كنيد!» كه در اين آيه آمده، يك نمونه و مصداق براى هر شخصى است كه به مقام خليفةاللهى رسيده باشد؛ چنانكه فرمود: (إِنِّي جٰاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً) اين سجود مختص به آدم(ص) نيست، بلكه در مورد هر خليفهاى از خلفاى الهى صدق مىكند. در واقع آيه مىفرمايد، آن هنگام كه به فرشتگان و هر مؤمنى گفتيم بر خليفه خدا كه در محمد(ص)، ابراهيم خليل(ع) و داوود(ص) تجلى پيدا كرده است سجده كنيد، من، تو و اولوالعزم را كه مقام و منزلتى والاتر از آدم(ص) دارند، خليفه قرار مىدهم كه البته اين مطلب از بيان قرآنى اين آيه به دست مىآيد.
در عبارت (وَ إِذْ قُلْنٰا لِلْمَلاٰئِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ) خداوند نمىفرمايد، مىخواهم پيامبر يا رسول قرار بدهم، بلكه مىفرمايد خليفه قرار مىدهم؛ يعنى قدرت تصرف و اصلاح به