87[به خاطر بياور] هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من در روى زمين، جانشينى [نمايندهاى] قرار خواهم داد. فرشتگان گفتند: پروردگارا! آيا كسى را در آن قرار مىدهى كه فساد و خونريزى كند؟! [زيرا موجودات زمينى ديگر، كه قبل از آدم وجود داشتند نيز، به فساد و خونريزى آلوده شدند. اگر هدف از آفرينش اين انسان، عبادت است] ما تسبيح و حمد تو را بهجا مىآوريم و تو را تقديس مىكنيم. خداوند فرمود: من حقايقى را مىدانم كه شما نمىدانيد.
در اين برهان، قرآن كريم داستان ابليس ملعون را كه در بيش از هفت سوره ذكر شده، يادآور مىشود و اين رخداد درحقيقت شروع خلافت بشرى را بيان مىكند؛ چراكه مىفرمايد: (إِنِّي جٰاعِلٌ فِي الْأَرْضِ) . اين آيه اسرار بزرگى را در دل دارد كه بسيار بلند و مترقىاند كه اميرالمؤمنين على(ع) در خطبه معروف قاصعه در نهج البلاغه به آن اشاره مىفرمايند. ايشان يادآور اين رخداد شده و شيطان ملعون را توصيف مىكنند:
پس شيطان دشمن خدا و پيشواى متعصّبها و سرسلسله متكبّران است كه اساس عصبيّت را بنا نهاد و بر لباس كبريايى و عظمت، با خدا در افتاد. لباس بزرگى را بر تن پوشيد و پوشش تواضع و فروتنى را از تن در آورد. آيا نمىنگريد كه خدا به خاطر خودبزرگبينى، او را كوچك ساخت؟ و به جهت بلندپروازى، او را پست و خوار گردانيد؟ پس او را در دنيا طردشده و آتش جهنم را در قيامت براى او مهيا فرمود.
خداوند اگر اراده مىكرد، آدم(ع) را از نورى مىآفريد كه چشمها را خيره كند، زيبايىاش عقلها را مبهوت سازد و عطر و پاكيزگىاش حس بويايى را تسخير كند؛ اگر چنين مىكرد، گردنها در برابر آدم(ع) فروتنى مىكردند و آزمايش فرشتگان براى سجده آدم(ع) آسان بود. اما خداوند مخلوقات خود را با امورى كه آگاهى ندارند آزمايش مىكند تا بد و خوب مشخص شود و تكبر و خودپسندى را از آنها بزدايد و خودبزرگبينى را از آنان دور كند. پس، از آنچه خداوند نسبت به ابليس انجام داد، عبرت گيريد؛ زيرا اعمال فراوان و كوششهاى مداوم او را با تكبر از بين برد. او ششهزار سال عبادت كرد كه مشخص نيست از سالهاى دنيا يا آخرت