122
بيانى ديگر براى آيه كريمه
در علم اصول، ثابت شده است كه حكم از موضوعش پيروى مىكند و ممكن نيست كه حكم، علت براى موضوع باشد؛ پس فرض موضوع بر فرض حكم تقدم دارد و حكم نيز در آيه 125 سوره بقره كه مىفرمايد: (وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقٰامِ إِبْرٰاهِيمَ مُصَلًّى) 1، وجوب مصلى قرار دادن مقام ابراهيم(ع) است و موضوع مقام ابراهيم(ع) و متعلق حكم، رو كردن به مقام ابراهيم(ع) در نماز است.
چون موضوع بر حكم سبقت دارد، درواقع علت بر معلولش سبقت پيدا كرده است؛ پس موضوع (يعنى مقام ابراهيم(ع) كه محل نزديك شدن به خدا، تبرك جستن، تقدس پيدا كردن و عبادت كردن خداست) براى تحقق به علت ديگرى نياز ندارد و متوقف بر چيز ديگرى نيست. اينجاست كه محمول، يعنى مصلى قرار دادن مقام ابراهيم(ع) در نماز اضافه مىشود؛ البته اين توجه به مقام ابراهيم(ع) در امتداد توجه به كعبه است.
پس حكم، دلالت مىكند كه موضوع، سابقهاى در قداست دارد و از آموزههاى دينى به حساب مىآيد، با اين بيان روشن مىشود كه بيتاللهالحرام بايد مشروط به شرطى مقصد قرار گيرد و آن شرط اين است كه عبادت توحيدى در حج، به ولى خدا (ابراهيم(ع)) قرين شود. درواقع مكانهاى مقدس و مشاعر شريف، در اصل براى رسيدن به آثار پيامبران و جايگاه ايشان هدف قرار گرفتهاند؛ چراكه خداوند متعال خودش اين گونه اراده كرده و آنها را شعائر و وسيلهاى براى نزديكى به خودش قرار داده است.
وقتى سنگى كه با پاهاى حضرت ابراهيم(ع) تماس داشته، اين عظمت و قداست را به دست آورد، پس درباره مشاهد پيامبر اكرم و اهل بيت(عليهم السلام) - كه از حضرت ابراهيم(ع) و تمام پيامبران، باعظمتتر و پرفضيلتتر هستند - چه بايد گفت؟ چراكه نص قرآن بر اين مطلب دلالت دارد كه على(ع) نفس پيامبر(ص) است. اين جايگاهى است كه هيچيك