103توجه به عادىشدن روابط سياسى ايران و عربستان، از ما استقبال كرد. ما نيز اوضاع را براى بحث، مناسب يافتيم. روز موعود در دفترش با او ديدار كرديم. او حدود 86 سال سن داشت و نابينا بود. ما خود ديديم برخى افراد كه مىخواستند با او ديدار كنند، مانند بندهاى ذليل در برابر او مىنشستند و او روى صندلى در مقابل آنها مىنشست. در آغاز، مقدارى با او صحبت كرديم؛ كه چرا شما شيعيان را مشرك مىدانيد در حالىكه شيعيان و از آن ميان مردم ايران، پايبند اسلاماند؛ فرائض اسلامى را بهخوبى انجام مىدهند و از اسلام دفاع مىكنند و شما هرجا تشخيص دهيد كه اسلام نياز به دفاع دارد، حاضرند بروند و جانفشانى كنند! مردم ايران و ديگر شيعيان سرزمينهاى اسلامى، به اسلام علاقهمندند و انسانهايى موحد و پرستشگر خدايند. براى او نمونهاى از انس و ارادت شيعيان به ارتباط با خدا را يادآور شديم و براى مثال، به حضور پرشور آنان در مجالس شبهاى قدر و ايام اعتكاف، اشاره كرديم.
بن باز اين مطالب را مىشنيد و سرى تكان مىداد و بهظاهر، اظهار تعجب مىكرد. ما چند عنوان از كتابهاى آيتالله سبحانى كه در معرفى شيعه و نقش آنها در تاريخ بود، به بن باز اهدا كرديم و او نيز در مقابل، نه جلد از فتاوا و پاسخ به سؤالات خود را به ما اهدا كرد و از ما خواست كه ناهار را مهمان او باشيم؛ ولى عذر خواستيم، و او پيشنهاد كرد كه فردا بياييد و از آنجا كه ما شنيده بوديم از غذاى او تبرك مىكنند، پذيرفتيم كه فردا ناهار نزدش باشيم.
فرداى آن روز، بعد از نماز ظهر، به منزل او در خيابان عزيزيه رفتيم. وارد حياط كه شديم، ديديم يكطرف سقفى زدهاند و حدود صد نفر، بهشيوه عربى، مشغول غذاخوردن هستند؛ تعدادى سينى بزرگ كه در آنها غذا بود و پنج نفر دور سينى نشسته بودند و با دست غذا مىخوردند. استقبالكنندگان به ما گفتند كه به اتاق مخصوص بروم. وارد كه شديم، حدود بيست نفر از شخصيتهاى كشورهاى