111
وَ مَنْ كَانَ فِي بَلَدٍ فِيهِ سُلْطَانٌ فَالصَّوْمُ مَعَهُ وَ الْفِطْرُ مَعَهُ لِأَنَّ فِي خِلَافِهِ دُخُولًا فِي نَهْيِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَيْثُ يَقُولُ:
وَ لاٰ تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ. 1
هركس در شهرى باشد كه سلطان و حاكم دارد، روزه و افطار خود را بايد به همراه او انجام دهد و مخالفت با او، ورود در هلاكت، و از مصاديق اين آيه شريفه است: وَ لاٰ تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ ؛ «و خود را با دست خود به هلاكت ميفكنيد». (بقره:195)
هر يك از موافقين حجيت و مخالفين آن، ادلهاى براى اثبات مدعاى خود اقامه كردهاند. هرچند پرواضح است كه قول به عدم حجيت، با ابطال ادله حجيت، اثبات مىشود و ديگر نيازى به اقامه دليل براى عدم حجيت نيست، اما به جهت تبيين هر چه بهتر مسئله، در ادامه در دو مبحث مطالب اصل حجيت را پى مىگيريم.
الف) طرفداران عدم حجيت حكم حاكم در ثبوت هلال و ادله آنها
از جمله قائلين به اين نظريه، مىتوان به محقق بحرانى، 2 محقق نراقى 3 و محقق خويى(رحمهم الله) 4 اشاره كرد. براى اثبات اين مدعا مىتوان به سه دليل تمسك كرد:
دليل اول: اصل
در تقريب مراد از اصل در كلام ايشان، سه احتمال وجود دارد:
احتمال اول: عام فوقانى كه از ادله اجتهادى استفاده مىشود. مقتضاى اين اصل اين است كه هيچ كس بر ديگرى ولايت ندارد 5؛